for me
part: 33
نزدیکای ۳ ساعت و نیم بود تو راه بودیم و رسیده بودیم به یه جنگل خیلی بزرگ و سرسبز
کلبه های خیلی خوشگل و زیاد اما با فاصله اینجا بود و چون کلبه ها چوبی بودن خیلی حس خوب و ارامش میدادن
نزدیک ۲۰ دقیقه رفتیم تا رسیدیم به یجا که اونجا کلبه هاش کمتر بود ولی هنوز خیلی قشنگ بودن و بچها کنار یکی از کلبه ها پارک کردن منم به تقلید ازشون این کار رو کردم
جیمین: تاتااا، خوش اومدید
تهیونگ به بدنش کش و قوصی داد
تهیونگ: خیلی خسته شدم ولی بالاخره رسیدیم
جونگکوک: از چیزی که یادم میاد قشنگ تر شده
شوگا: مگه اخرین بار کی اومدین
لونا: همون موقع که همه باهم اومدیم دیگه، بعد از اون نرفتیم
+:هی هی نامردیه من تاحالا نیومدم اینجا
لوسی: عزیزم تو اون موقع توی روسیه داشتی حال میکردی
+:حاله چی بابا همش درس داشتم
جونگکوک: اره جون عمت
ا/ت زبوندرازی ای به جونگکوک کرد که تهیونگ برای اینکه قضیه فیصله پیدا کنه بچهارو به داخل هدایت کرد
خونه خیلی خوشگل بود و دو طبقه بود، طبقه اول یه اتاق بود با ۲ تا تخت و طبقه بالا دوتا اتاق بود یکیش ۲ تا تخته و یکیس ۳ تخته(اگر قسمت جدید ران بی تی اس دیده باشید اون خونه منظورمه*)
جیمین: خب قراره چطوری بمونیم
تهیونگ: من و لونا میریم اتاق سه تخته
جونگکوک: منم اتاق طبقه بالا اون دو تخته
شوگا: منم میرم پیش جونگکوک
جیمین: پس منم میرم پیش تهیونگ اینا ا/ت و لوسی ام طبقه پایین بمونن
لوسی: اره خوبه
جونگکوک: پس حله دیگه همه راضین؟
همه تایید کردن و رفتیم نهار بخوریم تا از گرسنگی وفات نکردیم
لوسی: بچها برای شب بریم بیرون باربیکیو؟
÷:تو حیاط؟
جیمین: به نظر من که خوبه
+:منم موافقمم
لونا: منم همینطور
لوسی: پس من میرم وسایل اماده کنم
نزدیکای ۳ ساعت و نیم بود تو راه بودیم و رسیده بودیم به یه جنگل خیلی بزرگ و سرسبز
کلبه های خیلی خوشگل و زیاد اما با فاصله اینجا بود و چون کلبه ها چوبی بودن خیلی حس خوب و ارامش میدادن
نزدیک ۲۰ دقیقه رفتیم تا رسیدیم به یجا که اونجا کلبه هاش کمتر بود ولی هنوز خیلی قشنگ بودن و بچها کنار یکی از کلبه ها پارک کردن منم به تقلید ازشون این کار رو کردم
جیمین: تاتااا، خوش اومدید
تهیونگ به بدنش کش و قوصی داد
تهیونگ: خیلی خسته شدم ولی بالاخره رسیدیم
جونگکوک: از چیزی که یادم میاد قشنگ تر شده
شوگا: مگه اخرین بار کی اومدین
لونا: همون موقع که همه باهم اومدیم دیگه، بعد از اون نرفتیم
+:هی هی نامردیه من تاحالا نیومدم اینجا
لوسی: عزیزم تو اون موقع توی روسیه داشتی حال میکردی
+:حاله چی بابا همش درس داشتم
جونگکوک: اره جون عمت
ا/ت زبوندرازی ای به جونگکوک کرد که تهیونگ برای اینکه قضیه فیصله پیدا کنه بچهارو به داخل هدایت کرد
خونه خیلی خوشگل بود و دو طبقه بود، طبقه اول یه اتاق بود با ۲ تا تخت و طبقه بالا دوتا اتاق بود یکیش ۲ تا تخته و یکیس ۳ تخته(اگر قسمت جدید ران بی تی اس دیده باشید اون خونه منظورمه*)
جیمین: خب قراره چطوری بمونیم
تهیونگ: من و لونا میریم اتاق سه تخته
جونگکوک: منم اتاق طبقه بالا اون دو تخته
شوگا: منم میرم پیش جونگکوک
جیمین: پس منم میرم پیش تهیونگ اینا ا/ت و لوسی ام طبقه پایین بمونن
لوسی: اره خوبه
جونگکوک: پس حله دیگه همه راضین؟
همه تایید کردن و رفتیم نهار بخوریم تا از گرسنگی وفات نکردیم
لوسی: بچها برای شب بریم بیرون باربیکیو؟
÷:تو حیاط؟
جیمین: به نظر من که خوبه
+:منم موافقمم
لونا: منم همینطور
لوسی: پس من میرم وسایل اماده کنم
- ۵.۷k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط